خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست اینای خون عالم ریخته آخر چه آشوبست این
۲
از زلف شور انگیخته بر ماه عنبر بیختهدلها در او آویخته آخر چه آشوبست این
۳
از چشم سحر انگیخته مژگان بزهر آمیختهخون خلایق ریخته آخر چه آشوبست این
۴
از لعل شکر ریخته جان در شکر آمیختهشور از جهان انگیخته آخر چه آشوبست این
صفحهٔ ۱ از ۲