شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیک صبا ز کوی او آمد و داد بوی اوگفت که ها بگیر هی‌ آیت رحمتی ز هو
۲
از دم روح پرورش یافت حیات جان منچون نفس مسیح کان یافت وفات را رفو
۳
شد دم عنبرین او عطر مشام جان و دلبود پیام دلبرش روح فزا و مشکبو
۴
نامهٔ از حبیب داشت نسخهٔ از طبیب داشتشد دل خسته را دوا رخنهٔ سینه را رفو
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth