خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۷۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر برفت اندر غمت دل گو بروجان اگر هم شد فدایت گو بشو
۲
حسن تو ای جان من پاینده بادهرچه جز تو گو به قربان تو شو
۳
من طمع از خود بریدم آن زمانکه به عشقت جان و دل کردم گرو
۴
هر دمی جانی فدا سازم ترادر هماندم بخشی از سر جان نو
صفحهٔ ۱ از ۲