شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عشق رسوا کن مرا گو نام بر من ننگ شوباید که من عشرت کنم گو ناصحم دلتنگ شو
۲
مغزم برون آمد ز پوست افتادم اندر راه دوستای شوق رهبر شو مرا ای عشق پیش آهنگ شو
۳
چون شوق رهبر باشدم از دوری منزل چه غمچون عشق در پیش است گوهر گام صد فرسنگ شو
۴
ای عقل از دوری مگو در راه مهجوری مپوگوینده اینجا گنگ شو پوینده اینجا گنگ شو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth