شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شوهر که بشنید این انین بیمار شد خاموش شو
۲
حرف درد عاشقان داروی بیهوشی بودز استماع آن دلم از کار شد خاموش شو
۳
یاد ایامی که فخر نیکمردان بود عشقچون حدیث عشقبازی عار شد خاموش شو
۴
گوهر اسرار شاید کی بدست سفله دادبس سر از گفت زبان بر دار شد خاموش شو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth