شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هجران جانان تا بچند آ» یار کو آن یار کووین شورش دل تا بکی دلدار کو دلدار کو
۲
در سینه دلها شد طپان جانها ز تنها شد زوانتا کی بود این رو نهان دیدار کو دیدار کو
۳
ذرات عالم مست او خورده شراب از دست اونغمه‌سرایان کو بکو خمار کو خمار کو
۴
افلاک سر گردان و مست خاکست مدهوش الستدر عالم بالا و پست هشیار کو هشیار کو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth