شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشه چین حسنم من گرد خرمنت ای ماهبر امید احسانی آمدم بدین درگاه
۲
حسن کم نمی‌گردد ناامید مپسندمخستهٔ گدائی را از درت مران ای شاه
۳
جز ره تو راهی نیست ز درت پناهی نیستجز تو پادشاهی نیست لا اله الا الله
۴
چون روم من از کویت چون به جز ره و رویتهیچ جا نه بینم روی هیچ جا نیابم راه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth