خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل از من بردی ای دلبر به فن آهسته آهستهتهی کردی مرا از خویشتن آهسته آهسته
۲
کشی جان را به نزد خود ز تابی کافکنی در دلبه سان آنکه میتابد رسن آهسته آهسته
۳
ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردمربایی دل که گیری جان ز من آهسته آهسته
۴
چو عشقت در دلم جا کرد و شهر دل گرفت از منمرا آزاد کرد از بود من آهسته آهسته
صفحهٔ ۱ از ۲