خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا من هو اقرب بی من حبل وریدیفی حبک فارقت قریبی و بعیدی
۲
کندم دل از اغیار و بدادم به تو ای یارزان روی که قفل دل ما را تو کلیدی
۳
من سافر لاید له زاد بلاغالا سفری عندک زادی و مزیدی
۴
انعامک قدتم و احسانک قدغمعصیانک یا رب بنا غیر سدیدی
صفحهٔ ۱ از ۲