خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای معدن دلداری جز تو که کند یاریای مشتری زاری جز تو که کند یاری
۲
در راه تو میپویم یاری ز تو میجویمخالق توئی و باری جز تو که کند یاری
۳
افغان کنم و زاری شاید که تو رحم آریبر رحم نمییاری جز تو که کند یاری
۴
جانرا بغمت بستم جان را بتو پیوستمای منبع غمخواری جز تو که کند یاری
صفحهٔ ۱ از ۲