خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگریداند پری افسونگری اما تو چیزی دیگری
۲
مهر ار چه شد گرم وفا ماه ار چه شد محو صفاحور ار چه شد غرق حیا اما تو چیزی دیگری
۳
بس در چمن گلها دمید بس سرو بستان قد کشیدبس چشم گردون حسن دید اما تو چیزی دیگری
۴
بس مهوش گل پیرهن شکر لب سیمین ذقنشد فتنه هر مرد و زن اما تو چیزی دیگری
صفحهٔ ۱ از ۳