شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیک نظر کندم دیده مبتلای کسیندیده است چو دیده کسی بلای کسی
۲
خرابی دل من نیست جز زدیدهٔ منکه بسته باد چنین روزن از سرای کسی
۳
ز دست دیده چه سازم مرا بجان آوردکسی چگونه کشد روز و شب جفای کسی
۴
من از کجا و غم عشق بیغمان ز کجاچه لازمست کسی غم خورد برای کسی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth