خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در حسن بتان دلبر ما بلکه تو باشیدر غمزه زنان هوشبر ما بلکه تو باشی
۲
چشم از رخ خوبان نکنم جانب محراببر ابروشان عشوه نما بلکه تو باشی
۳
در زلف بتان کیست نهان رهزن دلهازیر شکن زلف دو تا بلکه تو باشی
۴
گستاخ بهر جا نتوانم نظر افکندپنهان ز نظرها همه جا بلکه تو باشی
صفحهٔ ۱ از ۲