خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر ز خود و عقل خود یکدو نفس رستمیدست و دل و پای عشق هر دو بهم بستمی
۲
رو بخدا کردمی دل بخدا دادمیرسته ز کون و مکان نیستمی هستمی
۳
پی بازل بردمی آب بقا خوردمیعمر ابر بردمی دست فنا بستمی
۴
با همهٔ بی همه، هم همهٔ نی همهاز همه بگسستمی با همه پیوستمی
صفحهٔ ۱ از ۳