خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم اسیر تا کی در خنگ زندگانیکاش از عدم نکردی آهنگ زندگانی
۲
ای مرگ پردهٔ تن از روی جان برافکنتا دل زدوده گردد از زنگ زندگانی
۳
بیدوست گر سرآری ای عمر من بفرداسر بر ندارم از خشت از ننگ زندگانی
۴
در زندگی نچیدم هرگز گلی از آنروییا رب مباد مرگم در رنگ زندگانی
صفحهٔ ۱ از ۲