خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بخرامشی چه شود اگر سوی عاشقان گذری کنیبنوازشی چه زیان دهد بمنتظران نظری کنی
۲
نه که تشنهٔ شراب توئیم نه که خستهٔ خراب توئیمچه شود بما نظری کنی سوی خاک ما گذری کنی
۳
ز برای هر که مینگرم همه مهری و وفا و کرمچه شود اگر تو با من زار کنی آنچه با دگری کنی
۴
تو بهمن بگو که چه رای توست بکنم من آنچه رضای توستچه شود دل حزین مرا رذل خودت خبری کنی
صفحهٔ ۱ از ۳