خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنیسزد جمالت اگر هست پرده باز کنی
۲
ز قالب تو زر ده دهی برون آیددرون بوتهٔ اخلاص اگر گداز کنی
۳
بزیر هستی خود تا بکی نهان باشیز خویش پرده بر افکن که کشف راز کنی
۴
عروج بر فلک سروری توانی کردبخاک درگه نیکان اگر نیاز کنی
صفحهٔ ۱ از ۴