شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوی من ای خجسته خو روی چرا نمیکنیبا همه لطف میکنی با دل ما نمیکنی
۲
با همه کس ز روی مهر همدم و همنشین شویدست بدست و روبرو روی بما نمیکنی
۳
با همه دست در کمر از گل و خور شکفته‌تردر دل خسته‌ام به جز خار جفا نمیکنی
۴
گفتی اگر تو جان دهی سوی تو میکنم نظرجان بلبم رسید و تو وعده وفا نمیکنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth