خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم به عشق غارت دلها چه میکنیدستی دراز کرده به یغما چه میکنی
۲
چندین هزار خانهٔ دل شد خراب توای خانمانخراب به دلها چه میکنی
۳
دادی به آب و رنگ بتان آبروی مابا گلرخان چه کردی و با ما چه میکنی
۴
گفتم به دلبر از برِ من دل چه میبریگفتا که من بر تو تو دل را چه میکنی
صفحهٔ ۱ از ۳