خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود گر در ما تو تنها در آئیتو تنها در آئی و با ما در آئی
۲
تنی چند بیجان همه چشم بر درکه تنها در آئی به تنها بر آئی
۳
بدیوانگی سر بر آرند عشاقکه شاید ز بهر تماشا در آئی
۴
خوش آندم که خنجر بکف بر سر ماخرامان بقصد سر ما در آئی
صفحهٔ ۱ از ۲