خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبشما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوش
۲
عشق تو اندرخور ما شوق تو اندر بر مادست بنه بر سر ما دست مکش دست مکش
۳
ای شب خوبی و بهی جان بجهد گر بجهیگر سه عدد بر سه نهی گردد شش گردد شش
۴
شش جهتم از رخ تو وز نظر فرخ توهفت فلک را بدهد خوبی و کش خوبی و کش
صفحهٔ ۱ از ۱