شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قضا آمد شنو طبل نفیرشنفیرش تلختر یا زخم تیرش
۲
چو دایه این جهان پستان سیه کردگلوگیر آمدت چون شهد شیرش
۳
خنک طفلی که دندان خرد یافترهد زین دایه و شیر و زحیرش
۴
بشارت‌های غیبی شد غذااشز شیرش وارهانید از بشیرش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth