خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عمر باز رفته، نمیآیی از سفروی بخت خفته، هیچ نداری ز ما خبر
۲
ما همچنان خیال تو داریم، در دماغما همچنان جمال تو داریم، در نظر
۳
از بوی تو هنوز نسیم است با صباوز روی تو هنوز نشانی است در قمر
۴
سر میزنیم بر در سودای وصل و هیچاز سر خیال وصل نخواهد شدن به در
صفحهٔ ۱ از ۲