شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسلمان ساوجی
سلمان ساوجی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

غزل شمارهٔ ۱دل به بوی وصل آن گُل آب و گِل را ساخت جا ←غزل شمارهٔ ۲امشب من و تو هر دو، مستیم، ز می امّا←غزل شمارهٔ ۳ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را ←غزل شمارهٔ ۴به دست باد گهگاهی سلامی می‌رسان یارا←غزل شمارهٔ ۵مگس‌وار از سر خوان وصال خود مران ما را ←غزل شمارهٔ ۶زان پیش کاتصال بود خاک و آب را←غزل شمارهٔ ۷نظری نیست، به حال منت ای ماه، چرا؟←غزل شمارهٔ ۸نقش است هر ساعت ز نو، این دور لعبت باز را←غزل شمارهٔ ۹خیال نرگس مستت، ببست خوابم را←غزل شمارهٔ ۱۰ای که روی تو بهشت دل و جان است مرا←غزل شمارهٔ ۱۱ز درد عشق، دل و دیده خون گرفت مرا←غزل شمارهٔ ۱۲ای که بر من می‌کشی خط و نمی‌خوانی مرا!←غزل شمارهٔ ۱۳نور چشمی و به مردم، نظری نیست تو را←غزل شمارهٔ ۱۴محتسب گوید: که بشکن، ساغر و پیمانه را←غزل شمارهٔ ۱۵اگر حُسن تو بگشاید، نقاب از چهره دعوی را←غزل شمارهٔ ۱۶یارب به آب این مژه اشکبار ما ←غزل شمارهٔ ۱۷ره، خرابات است و درد سالخورده، پیر ما ←غزل شمارهٔ ۱۸من کیستم تا باشدم، سودای دیدار شما؟←غزل شمارهٔ ۱۹قبله ما نیست، جز محراب ابروی شما←غزل شمارهٔ ۲۰بی‌گل رویت ندارد، رونقی بستان ما←غزل شمارهٔ ۲۱نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شباب←غزل شمارهٔ ۲۲چشمه چشم من از سرو قدت یابد آب←غزل شمارهٔ ۲۳چشمم از پرتو خورشید رخت، گیرد آب←غزل شمارهٔ ۲۴جمال خود منما، جز به دیده پر آب←غزل شمارهٔ ۲۵غمزه سرمست ساقی، بی‌شراب←غزل شمارهٔ ۲۶ای گل رخسار تو! برده ز روی گل، آب←غزل شمارهٔ ۲۷ز باغ وصل تو یابد، ریاض رضوان، آب←غزل شمارهٔ ۲۸از لب لعل توام، کار به کام است، امشب←غزل شمارهٔ ۲۹جان نیاید در نشاط، الا که بر بوی حبیب←غزل شمارهٔ ۳۰خسته‌ام ای یارو ندارم، طبیب←غزل شمارهٔ ۳۱باز آمدی ای بخت همایون به سعادت←غزل شمارهٔ ۳۲در سرم زلف تو، سودا انداخت←غزل شمارهٔ ۳۳به آستین ملالم مران، که من به ارادت←غزل شمارهٔ ۳۴خوشا! دلی که گرفتار زلف دلبند است←غزل شمارهٔ ۳۵مرا ز هر دو جهان، حضرت تو، مقصود است←غزل شمارهٔ ۳۶هرکه از خود خبری دارد، از او بی‌خبر است←غزل شمارهٔ ۳۷ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست ←غزل شمارهٔ ۳۸من خراباتیم و باده پرست←غزل شمارهٔ ۳۹غمزه بیمار یار، از ناتوانی خوشترست ←غزل شمارهٔ ۴۰دلی چو زلف تو سر تا به پای، جمله شکست ←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth