شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مسکین دل من گم شد و کردم طلب وی بردم به کمانخانه ابروی تواش پی
۲
خامند کسانی که به داغت نرسیدند من سوخته آن که به من کی رسد او کی؟
۳
ساقی به سفال کهنم جام جم آور مطلوب سکندر بد هم در قدح کی
۴
صد بار می لعل تو جانم به لب آورد ای دوست به کامم برسان یکدم از آن می
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth