خلوتی با سلمان ساوجی
قطعه شمارهٔ ۱۶۱
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرحبا ای آصف جم قدر کیوان رفعتم کز سم اسب به مژگان گرد ره بزدودمی
۲
بر جگر نگذاشت چرخم آب گونه دیده را تا زدی آب رهت سقاییش فرمودمی
۳
آفتابی سوی مغرب رفته و باز آمده کاشکی من سایه وار اندر رکابت بودمی
۴
من سر و پایی ندارم گر سرم بودی و پا زین بشارت پای کوبان بر فلک سر سودمی
صفحهٔ ۱ از ۲