خلوتی با سلمان ساوجی
شمارهٔ ۲۰ - در مدح امیر شیخ حسن
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا باد خزان رانگ رز رنگرزان است گویی که چمن کارگه رنگرزان است
۲
بر برگ رز اینک به زر آب است نوشته کانکس که چنین رنگ کند رنگرز آن است
۳
رفت آنکه به زنگار و بقم سبزه و لاله گفتی که سم گور و لب رنگرزان است
۴
امروز چو چشم اسد و شاخ غزال است گر شاخ درخت است و گر رنگرزان است
صفحهٔ ۱ از ۹