شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۱۹ - در مدح سلطان اویس

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز این منم که دیده بختم منورست زان خاک ره، که سرمه خورشید انوار است
۲
باز این منم که قبله گهم ساخت آسمان زان آستان که قبله خاقان و قیصر است
۳
باز این منم نهاده سر طوع و بندگی در پای این سریر که با عرش همسر است
۴
باز این منم برابر این کعبه کز جلال با منتهای سدره مقامش برابر است
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth