شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۲۴ - در مدح دلشاد خاتون

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف شبرنگش که باد صبح سرگردان اوست گوی حسن و دلبری امروز در چوگان اوست
۲
زلف کافر کیش او پیوسته می‌دارد به زه در کمین جان کانی را که دل قربان اوست
۳
با لبان شکرینش، نیست چندان لذتی انگبین را کایت شیرینی اندرشان اوست
۴
مشک چینی چیست تا باچین زلفش دم زند؟خاک پایش خون بهای چین و ترکستان اوست
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth