شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

شمارهٔ ۲۳ - در مدح سلطان اویس

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی زمان آذر و دوران بهمن است خون زلال رز ز زلال به زندان آهن است
۲
در جام و آتش می، کن، تاملی این اتحاد بین که میان دو دشمن است
۳
زان جام برفروز دل تاب خورده را کین تابخانه ایست کزان جام روشن است
۴
گلگون می بیار که هیچ اعتماد نیست بر خنگ آسمان که شموسست و توسن است
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth