خلوتی با سلمان ساوجی
شمارهٔ ۶۹ - در مدح سلطان اویس
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو دُر دَر دُرج دولت داشت این فیروزه گون طارم سزای افسر شاهی، صفای جوهر عالم
۲
سعادت هر دو را باهم، به عقدی کرد پیوندی وزان پیوند شد پیدا، نظام گوهر آدم
۳
جهان را می کند بنیاد سوری آسمان امشبکه خواهد بود تا محشر مصون از رخنهٔ ماتم
۴
مرصع مهد گردون را کشیدهست از ازل دوران برای این چنین سوری به پشت اشهب و ادهم
صفحهٔ ۱ از ۱۳