خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۴۶ - طلب کردن خورشید جمشید را
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار افروز چون شعری برانگیختدل گل باز شد زر بر سرش ریخت
۲
ز بلبل صد هزاران ناله برخاستز سوز و ناله دود از لاله برخاست
۳
به ساقی گفت: «جام می دراندازاساس عقل دستوری برانداز
۴
به دست خویش جامی ده به مستاندمی ما را ز دست خویش بستان
صفحهٔ ۱ از ۱۲