شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

بخش ۴۹ - غزل

جمشید و خورشید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در هر آن سر که هوا و هوست جا گیرد نیست ممکن که هوای دگری پا گیرد
۲
حال شوریدگی‌ام زلف تو می‌داند و آنکه سراپای وجودش همه سودا گیرد
۳
ناصحا، تن زن و بسیار مدم، کاین دم توگر شود آتش از آن نیست که در ما گیرد
۴
سر و بالای تو خوش می‌رود و می‌ترسمکآتش عشق من سوخته بالا گیرد
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth