شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

بخش ۵۴ - غزل

جمشید و خورشید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهم که امشب خدمتی چون ساغر اندر خَور کنمکاری که فرمایی مرا فرمان به چشم و سر کنم
۲
چون عکس خورشید از هوا روزی که افتم در برت گر در ببندی خانه را، از روزنت سر بر کنم
۳
چون شمع من در انجمن می‌ریزم آب خویشتناز دست خود شاید که من خاک سیه بر سر کنم
۴
ار درد سودایت هنوز این کاسهٔ سر پر بودفردا که از خاک لحد چون لاله من سر بر کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth