خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۵۶ - قطعه
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بر حدود یار حبیب بگذشتمکه کرده بود خرابش جهان ز بیباکی
۲
مجاوران دیار خراب را دیدمدر آن خرابه خراب و شکسته و باکی
۳
به خاک راهگذار حبیب میگفتمکه ای غلام تو آب حیات در پاکی
۴
کجا شدت گل این باغ شمع این مجلسکجا شد آن طرب و عیش و آن طربناکی
صفحهٔ ۱ از ۲