خلوتی با سلمان ساوجی
بخش ۶۵ - غزل
جمشید و خورشید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردا که رفت دلبر و دردم دوا نکردصد وعده بیش داد و یکی را وفا نکرد
۲
بردم هزار قصه حاجت به نزد یارالقصه شد روان و حاجت روا نکرد
۳
از آن تیر غمزه بر تن من موی کرد راستآن ترک مو شکاف به مویی خطا نکرد
۴
بر خاک کوی دوست که مالید روی چو منکان خاک در رخش اثر کیمیا نکرد؟
صفحهٔ ۱ از ۸