شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشقدررسد در حین مدد از ساقی صهبای عشق
۲
ور بدرد طبل شادی لشکر عشاق رامژده انافتحنا دردمد سرنای عشق
۳
زهر اندر کام عاشق شهد گردد در زمانزان شکرهایی که روید هر دم از نی‌های عشق
۴
یک زمان ابری بیاید تا بپوشد ماه راابر را در حین بسوزد برق جان افزای عشق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth