شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

ساغر هستی

غزلها - جلد اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیستوآنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست
۲
زندگی خوش‌تر بود در پردهٔ وهم و خیالصبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست
۳
شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمعدر میان آتش سوزنده جای خواب نیست
۴
مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشکمور را پای رهایی از دل گرداب نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth