خلوتی با رهی معیری
بهشت آرزو
غزلها - جلد اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر جگر داغی ز عشق لالهرویی یافتمدر سرای دل بهشت آرزویی یافتم
۲
عمری از سنگ حوادث سوده گشتم چون غبارتا به امداد نسیمی ره به کویی یافتم
۳
خاطر از آیینه صبح است روشنتر مرااین صفا از صحبت پاکیزهرویی یافتم
۴
گرمی شمع شبافروز آفت پروانه شدسوخت جانم تا حریف گرمخویی یافتم
صفحهٔ ۱ از ۲