شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

پایان شب

غزلها - جلد دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفت و نرفته نکهت گیسوی او هنوزغرق گل است بسترم از بوی او هنوز
۲
دوران شب ز بخت سیاهم به سر رسیدنگشوده تاری از خم گیسوی او هنوز
۳
از من رمید و جای به پهلوی غیر کردجانم نیارمیده به پهلوی او هنوز
۴
دردا که سوخت خار و خس آشیان مانگرفته خانه در چمن کوی او هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth