شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

سودازده

غزلها - جلد دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که سودازده چشم تو بوده است منموآن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم
۲
آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بختره به سرمنزل وصلش ننموده است منم
۳
آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوشآفرین گفته و دشنام شنوده است منم
۴
آن که خواب خوشم از دیده ربوده است توییوآن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth