خلوتی با رهی معیری
شبزندهدار
غزلها - جلد دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاطر بیآرزو از رنج یار آسوده استخار خشک از منت ابر بهار آسوده است
۲
گر به دست عشق نسپاری عنان اختیارخاطرت از گریه بیاختیار آسوده است
۳
هرزهگردان از هوای نفس خود سرگشتهاندگر نخیزد باد غوغاگر غبار آسوده است
۴
پای در دامن کشیدن فتنه از خود راندن استگر زمین را سیل گیرد کوهسار آسوده است
صفحهٔ ۱ از ۲