شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

آتش جاوید

غزلها - جلد چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ستاره شعله‌ای از جان دردمند من استسپهر آیتی از همت بلند من است
۲
به چشم اهل نظر صبح روشنم زآن رویکه تازه‌رویی عالم ز نوشخند من است
۳
چگونه راز دلم همچو نی نهان ماند؟که داغ عشق تو پیدا ز بند بند من است
۴
در آتش از دل آزاده‌ام ولی غم نیستپسند خاطر آزادگان پسند من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth