شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

قطعهٔ ۱ - نیروی اشک

چند قطعه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عزم وداع کرد جوانی به روستایدر تیره شامی از بر خورشید طلعتی
۲
طبع هوا دژم بد و چرخ از فراز ابرهمچون حباب در دل دریای ظلمتی
۳
زن گفت با جوان که از این ابر فتنه زایترسم رسد به گلبن حسن تو آفتی
۴
در این شب سیه که فرو مرده شمع ماهای مه چراغ کلبه من باش ساعتی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth