خلوتی با رهی معیری
قطعهٔ ۲ - نابینا و ستمگر
چند قطعه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فقیر کوری با گیتیآفرین میگفتکه ای ز وصف تو الکن زبان تحسینم
۲
به نعمتی که مرا دادهای هزاران شکرکه من نه درخور لطف و عطای چندینم
۳
خسی گرفت گریبان کور و با وی گفتکه تا جواب نگویی ز پای ننشینم
۴
من ار سپاس جهانآفرین کنم نه شگفتکه تیزبین و قویپنجهتر ز شاهینم
صفحهٔ ۱ از ۲