خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نزند آفتاب خیمه نور جلالحلقه مرغان روز کی بزند پر و بال
۲
از نظر آفتاب گشت زمین لاله زارخانه نشستن کنون هست وبال وبال
۳
تیغ کشید آفتاب خون شفق را بریختخون هزاران شفق طلعت او را حلال
۴
چشم گشا عاشقا بر فلک جان ببینصورت او چون قمر قامت من چون هلال
صفحهٔ ۱ از ۳