خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۲۰۱ - جوی آب
پیام مشرق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنگر که جوی آب چه مستانه میرودمانند کهکشان بگریبان مرغزار
۲
در خواب ناز بود به گهوارهٔ سحابوا کرد چشم شوق به آغوش کوهسار
۳
از سنگریزه نغمه گشاید خرام اوسیمای او چو آینه بیرنگ و بی غبار
۴
زی بحر بیکرانه چه مستانه میروددر خود یگانه از همه بیگانه میرود
صفحهٔ ۱ از ۴