خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۲۰۲ - نامهٔ عالمگیر (به یکی از فرزندانش که دعای مرگ پدر میکرد)
پیام مشرق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندانی که یزدان دیرینه بودبسی دید و سنجید و بست و گشود
۲
ز ما سینه چاکان این تیره خاکشنید است صد نالهٔ درد ناک
۳
بسی همچو شبیر در خون نشستنه یک ناله از سینهٔ او گسست
۴
نه از گریهٔ پیر کنعان تپیدنه از درد ایوب آهی کشید
صفحهٔ ۱ از ۲