شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۲۵۹ - شعله در آغوش دارد عشق بی پروای من

پیام مشرق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعله در آغوش دارد عشق بی پروای منبر نخیزد یک شرار از حکمت نازای من
۲
چون تمام افتد سراپا ناز می گردد نیازقیس را لیلی همی نامند در صحرای من
۳
بهر دهلیز تو از هندوستان آورده امسجدهٔ شوقی که خون گردید در سیمای من
۴
تیغ لا در پنجه این کافر دیرینه دهباز بنگر در جهان هنگامهٔ الای من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth