شعر را زندگی کن
خلوتی با اقبال لاهوری

بخش ۱۷ - برون کشید ز پیچاک هست و بود مرا

زبور عجم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برون کشید ز پیچاک هست و بود مراچه عقده ها که مقام رضا گشود مرا
۲
تپید عشق و درین کشت نا بسامانیهزار دانه فرو کرد تا درود مرا
۳
ندانم اینکه نگاهش چه دید در خاکمنفس نفس به عیار زمانه سود مرا
۴
جهانی از خس و خاشاک در میان انداختشرارهٔ دلکی داد و آزمود مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth